تبلیغات
تک سفر - به مجنون گفتم...عاشقی کن!
تک سفر
!..به مجنون گفتم زنده بمان
به مجنون گفتم...زنده بمان!

همیشه

تو شروع می کنی!

بیشترش آن وقتهایی که نمی توانم با تو حرف بزنم.


پ.ن:


1-با یک گل هم بهار میشود...! مثلا با یک شب ..؛یک سال مان را میبندیم!

2- دعا کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 10 مرداد 1392 06:07 ب.ظ
خدایی چ شبای خوبی بود!‏
هیچوقت این همه احساس سبکی و آرامش وکرده بودم
تومسجد همش جلوی جشمام میومد چکاوک مدعی مجنون
خیلی برا همه کنکوریا دعا کردم
ایشالا موفق باشید
دوشنبه 7 مرداد 1392 01:09 ب.ظ
وای نمیدونید چه احساس آرامش و سبکی میکردم وقتی شب قدر از مسجد بیرون اومدم.. نماز صبح رو به جماعت خوندیم و اومدیم.. اصلا احساس میکردم دارم تو ابرا راه میرم...
راستی برا شمام دعا کردم...
یا حق
دوشنبه 7 مرداد 1392 01:09 ب.ظ
وای نمیدونید چه احساس آرامش و سبکی میکردم وقتی شب قدر از مسجد بیرون اومدم.. نماز صبح رو به جماعت خوندیم و اومدیم.. اصلا احساس میکردم دارم تو ابرا راه میرم...
راستی برا شمام دعا کردم...
یا حق
یکشنبه 6 مرداد 1392 11:43 ب.ظ
تهی بود و نسیمی
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای
لب بود و نیایشی
من بود و تویی
نماز و محرابی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


اینجا مجنون...قلم به دستم!

مدیر وبلاگ : علی پورعبدالله
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای تک سفر محفوظ است