تبلیغات
تک سفر - به مجنون گفتم...همین چند بیت ، راحتت می کند!
تک سفر
!..به مجنون گفتم زنده بمان
به مجنون گفتم...زنده بمان!
وبلاگ داشتن خوبی هایِ زیادی دارد ...اما این یکی را تازه کشف کرده ام !
شاید یک مقدار مربوط به روان و روان شناسی می شود...
ببین ..
حتما بارها شده یک شعری بدون ِ آنکه بخواهی از سر ِ صبح افتاده  باشد روی ِ زبانت...و تو هی زمزمه اش کرده باشی و تازه در جواب ِ یک پیامک هم ارسال اش کرده باشی و باز هم هی همینجوری توی مغزت راه برود ...
حتما شده.
اگر وبلاگ داشتی بیا بنویس اش و به خودت اطمینان بده که بعد از نگاشتن ِ این چند بیت ، دیگر تمام می شود.
.
.
.
ما را رها کنید در این رنج ِ بی حساب
با قلب ِ  پاره پاره  و با سینه ای کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست
مرغم  درون ِ  آتش و  ماهی  برون  ِ  آب

از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد
کـــی می توان رسید به دریا ازین ســراب

هرچـــه فراگرفتم و هرچـــه ورق زدم
چیزی نبود غیر حجابی پس از حجاب





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 12 مهر 1392 06:46 ب.ظ
آخه همه ی شعرا که رو زبونه رو نمیشه که گذاشت:
نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است
نفس نمی کشم ، این آه از پی آه است

در آسمان خبری از ستاره من نیست
که هر چه بخت بلند است،عمر کوتاه است

به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا گشتن زمین ماه است

سه شنبه 1 مرداد 1392 02:53 ب.ظ
شعر؟؟؟بذارفک کنم...
شعرزیادوردزبونم میشه ولی یه چیزی روخیلی دوست دارم.
دل که مبتلامیشه،جنسش ازطلامیشه
میگه بریم امام رضا،تابگیرم یه کربلا...
میگمااون شعره ازخودتون بود؟؟؟
یاعلی...
علی پورعبدالله

احسنت
نه نبود!
سه شنبه 1 مرداد 1392 02:01 ب.ظ
بابا جناب مجنون شمام شعر میگفتی و ما خبر نداشتیم...
عجب!!!
بسیار زیبا بود!! موفق باشید!!
البته اینم بگم شعراتون به قشنگی شعرای من و پگولی که نیستش
شوخی کردم.شما استاد مایی....
علی پورعبدالله

اون شعر برای من نبود
شما بزرگوارید.
سه شنبه 1 مرداد 1392 01:05 ب.ظ
سلام مجنون خان !!

به به خیلی خوشکل شده !!!

علی پورعبدالله

چه عجب!
داداش دلمون واست تنگیده بود!
سه شنبه 1 مرداد 1392 12:16 ق.ظ
گویا لازمه در نوشتن پایان نامه از برخی اساتید مجازی روانشناسی کمک بگیرم...!
علی پورعبدالله

بله.قطعا کمک میکنه
ماهم به عنوان شاگردتون در خدمتیم.
دوشنبه 31 تیر 1392 06:39 ب.ظ
بشوی اوراق اگر هم درس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد...

موافقم
گاهی کلمات می شینن تو حنجره ام اون وقت اگه وبلاگم نباشه ممکنه خفه شم!!!
دوشنبه 31 تیر 1392 03:20 ب.ظ
ماله خودتونه؟؟؟خیلی زیبا و بامعنی
علی پورعبدالله

بزبگوارید.
یکشنبه 30 تیر 1392 07:09 ب.ظ
سلام جناب مجنون
خوبید؟؟
شعر قشنگی بود ولی به پای شعرای من نمیرسه!(قبول دارید؟؟؟؟؟)
من در کنار قانع بودن یه مقدارم اعتماد به نفسم کمه....اصلا از خودم تعریف نمی کنم
دیگه کاریه که ازدستم برمیاد!!!
علی پورعبدالله

درود برشما!
یکشنبه 30 تیر 1392 02:29 ب.ظ
سلام خوبی؟
دوست دارم بیایی با هم تبادل لینک کنیم تا هم بازدید کننده وبت بره بالا هم من بازم بتونم بهت سر بزنم میدونی چرا ؟چون اگه وبت را ثبت کنی من آدرس وبلاگت را دارم در ضمن من هر روز به دوستام سر میزنم منتظرت هستم
علی پورعبدالله

هه!
یکشنبه 30 تیر 1392 02:10 ب.ظ
آره !
مثل این دو بیتی که چند روزه افتاده سر زبونم ...
یا هر جا کاغذ گیر میارم باید بنویسمش

کاش بارانی ببارد ، قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند...
علی پورعبدالله

چقدر قشنگ بود!
یکشنبه 30 تیر 1392 01:48 ب.ظ
کلیپ لو رفته هتک حرمت به زن شرقی در کنفرانس دکتر روحانی/لطفا بازدید نمایید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


اینجا مجنون...قلم به دستم!

مدیر وبلاگ : علی پورعبدالله
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای تک سفر محفوظ است