تبلیغات
تک سفر - به مجنون گفتم...کمی ارامش با طعم قهوه!
تک سفر
!..به مجنون گفتم زنده بمان
به مجنون گفتم...زنده بمان!

در کافه را که باز می کند صدای جیر جیر بهم خوردن میله هایی بالای سرش امیر ارسلان را متوجه اش میکند!

برای بار صدم به خودش لعنت میفرستد که چرا همیشه این قسمتش را فراموش میکند!...چاره ای نیست! کار از کار گذشته!

 ارسلان از پشت پیشخوان بلند صدا میزند!...به به علی اقای گل گلاب! داداش افتاب شدی رفتی زیر ابرا!...دیگه یادی از فقیر فقرا ها نمیکنی!

در دلش فکر میکند آخر چطور یک مهندس شیمی  کافه داری را به کار در شرکت و کارخانه ترجیح میدهد! بار ها از او سوال کرده ولی همیشه یک پاسخ شنیده! عاشق کافه داریم!

کافه استار!!!

شیک ترین و عشقولانه ترین کافه تو شهر!

و البته بهترین رفیقش  امیر ارسلان هم کافه دارش!

بالبخندی که به صورتش می پاشد به سمت  کنج کافه جای همیشه گی اش حرکت میکند و میگوید ! همون همیشگی!

در صندلی اش کنار پنجره که شلوغی شهر را پشتش نگاه داشته مینشیند و یک دل سیر کافه را از نظر میگذراند..

فانوس های زیبا دور تا دور  سالن که روشنایی ملایمی بخشیده.....میز و صندلی های قهوه ای دونفره و چند نفره که دختر و پسر ها  در پشنشان به یکدیگر عشق تعارف می کنند!(البته انشالله که نامزدن!)

و موسیقی پیانو...

ارسلان کیک و قهوه را مقابلش روی میز میگذارد و طبق عادت همیشه گی اش! چشمکی نثارش میکند و به طرف پیشخوان بر میگردد.

...لپ تاپ اش را روی میز میگذارد و دست به قلم میبرد و سعی میکند بنویسد! اما دریغ از یک جمله! گویی قلمش روزه سکوت گرفته!

تصمیم میگیرد همان هیچ اش را بنویسد!

پیش می آید که برای نوشتن ،

چیزی نداشته باشی ،

جز "هیچ" .

این طور وقت ها ، بیا و همان هیچ ات را بنویس و برو .

مینویسد و درب لپ تاپ را میبندد!

 با لحنی شوخ و با لبخندی عمیق رو به ارسلان صدا میکند!

این چه قهوه ایه درست کردی اخه! مهندس!

و به چهره ی ارسلان که به زور سعی دارد خودش را عصبانی نشان دهد بلند میخندد.

قهوه اش سرد شد...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 28 تیر 1392 09:50 ق.ظ
ای بابا.. داشتیم با بچه ها هماهنگ میکردیم بیایم تهران بریم کافه استار....
اما من مطمئنم شما از اقا ارصلان بخوای حتما کافه استار رو برا یه روزم که شده بازمیکنه...
علی پورعبدالله

اصلا ارسلان کیه؟؟؟؟؟
جمعه 28 تیر 1392 03:51 ق.ظ
گویا هدف، تبلیغات بود که بحمدالله حاصل شد.
روش های نوین بازاریابی را در تک سفر بیابید.
علی پورعبدالله

خواهش میکنم!
با ما جهانی شوید!
پنجشنبه 27 تیر 1392 01:46 ب.ظ
مگه شک دارید ؟؟ قطعا ما بچه های با حال مجلس هستیم...
خدایی اسم ما سه تا دخترای کرمانشاه از باحالی و خوب بودن و صداقت داشتن شهره شده در مجلس ما....
حالا منم با پگولی موافقم. ما اصولا قانع هستیم اما چون خیلی از دست و دل بازی شما تعریف شنیدیم میگیم حیفه دیگرانم بی بهره باشند.
پس لطف کنید یه پس اندز توپی داشته باشید چون ما قراره گروهی به حساب شما بریم کافه استار...
تازه این بعدها هم به دردتون میخوره... میدونید که چی میگم؟؟؟؟ روبان قرمز و...
علی پورعبدالله

اصن حالا که فکرشو میکنم میبینم کافه استار تعطیل شده!
-
به به آقای مجنون.. آقا ما دلمون خیلی برا مطالبتون تنگ شده بود....
میگم یادم باشه تا اومدم تهران یه سر برم این کافه استار که میگین.. ببینیم چه جوریاس؟؟؟
در ضمن من و فائزه و یگانه و چندتا دیگه از بچه باحالای مجلس میایم و به حساب شما میریم کافه استار
البته ما مثل آقای فرهادی نیستم.. اشکال نداره چون شمایی مام یه درصدی پولشو حساب می کنیم....
علی پورعبدالله

خب اقای رهادی رگ اصفهونیش گل کرده بود وگرنه ایشون ادم دست و دل بازیه!
جالبه! پس بچه باحالای مجلس شما هایید!
-
از اون جایی که من قانعم سعی میکنم تنها بیام که خرج شما بالا نره ولی چون شما خیلی دست و دل بازید شاید یه هفت هشت تا از دوستامم بیارم!چقدر قانعم من . . .
علی پورعبدالله

بله !
واقعا این شدت قانع بودن خانم ها مارو تحت تاثیر قرار میده!
شرمنده میکنید!
-
این ماه به احترامت پا به کافه نگذاشتم . . .
در عوض تنهایی را در اتاقم جشن گرفتم!‏
میگم فقط آقای زابلی بیاد بهش قهوه و کیک میدید؟؟؟اگه ما بیایم چی؟
علی پورعبدالله

باز هم در خدمت هستیم!
کافه استار متعلق به همه شما عزیزان است!(ارسلان کجاست ببینه چه تبلیغی براش میکنم!)
بشتابید ...بشتابید!
-
چه خوب که
ته فنجان قهوه
جواب فالت "هیچ" باشد!
گاهی چه آرامشی دارد این " هیچ" ...
علی پورعبدالله

موافقم!
-
بزرگواری حاجی جووون.

شما سابقه ات درخشانه !!!

الماس شرق و بستنی هایی که خوردیم یادته ؟!

محسن فرهادی رو هم یادته ؟!

یادش بخیر.
علی پورعبدالله

خدا ازش نگذره!
من واقعا به اصفهانی ها ایمان پیدا کردم!
-
سلام.

کجایی حاج علی ؟!

کم پیدایی !!!

گفتی کافه استار ، درسته ؟!

یادم باشه سریع بعد که آمدم تهران یه سری بهت بزنم ما رو یه قهوه کیک تو این کافه دعوت کنی

حاجی جان ، با یه مطلب درباره ریاست محترم جمهور آپم !

منتظر دیدگاهت هستم .

موفق و موید باشی.
علی پورعبدالله

شما بیا!
ما در خدمت هستیم!
سه شنبه 25 تیر 1392 05:07 ق.ظ
سلام
به منم سربزن علی آقا....
علی پورعبدالله

چشم
(چقدر بچه حرف گوش کنیم من!!!)
دوشنبه 24 تیر 1392 08:41 ب.ظ

بی نام
علی پورعبدالله

بی نام...!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


اینجا مجنون...قلم به دستم!

مدیر وبلاگ : علی پورعبدالله
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای تک سفر محفوظ است