تبلیغات
تک سفر - !!!به مجنون گفتم...بهاری بمان
تک سفر
!..به مجنون گفتم زنده بمان
به مجنون گفتم...زنده بمان!

ما آدم ها یا به قول دوستی :آدم نما ها در زندگی جمع های متفاوتی را تجربه میکنیم!بعضی جمع ها هستند که تورا خسته میکنند،مثل جلسه های اجباری کلاس جبرانی!

بعضی جمع ها تورا ناراحت میکند!مثل جمع ادم هایی که گوشت برادر و خواهر مومنشان را می خورند!

بعضی جمع ها هم بانشاط است و لیکن بعد نشاطش محدود و برد کمی دارد!

و بعضی ...و بعضی... و....

اما گاهی و البته به ندرت  یک فرجی میشود و ابر و باد و مه خورشید دست به دست هم میدهند تا جمعی باصفا از گوشاگوش ایران پهناور گرد هم بیایند تا یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی ات را در دو روز رقم بزنند و تو گویی که سالهای سال انها را میشناسی ان چنان محو در خوشی و ارامش میشوی که شاید تا به حال در عمر کاری ات به ان دچار نشده بودی!

چقدر خوبند این جمع ها و چقدر بهترند ادم های این جمع ها..!

و ما چقدر محتاج این جمع هاییم...

کویر دلهایمان خشک شده بود...بوی درس و انتخابات و مجلس و سیاست و کار و...نفس مان را گرفته بود!

بهاری شد دلهایمان!..در کنار این جمع خوب و باصفا!.................................................و واقعا با صفا !!!!

و قصه دلتنگی از همان لحظه ای که ساعت روی دیوار زمان خداحافظی از انها را نشان میدهد شروع میشود! و حالا تو دقیق میشوی در چهره تک تکشان تا مدت ها با خاطراتشان بهاری بمانی!

و امان از لحظه ای که درو و برت خالی است و تو در ایستگاه مترو تنها و خسته بر صندلی تکیه میزنی و به این چند روز فکر میکنی و بعد شوقی از اعماق قلبت راه باز میکند و می اید و روی لبانت به لبخندی عمیق مبدل میشود ...و بعد دلت میگرد!......

دلت میگرد برای تمام لحظات سپری شده با انها!

لکن باز هم امید داری به تشکیل از این دست جمع ها....هنوز هم بهار را در قلبت حس میکنی!

به مجنون گفتم...بهاری بمان!!!

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 10:54 ب.ظ
آخی!! چه قدر دلم برای بچه ها تنگ شده!! چه قدر دلم برای جمع بندی های یه نفر تنگ شده!!! چه قدر دلم برای شعر خوندن های راه به راه یه نفر تنگ شده!! چه قدر دلم برا اون جمع و آدماش تنگ شده!!!
راستی یه بزرگی بهتون سلام رسوند آقای پورعبدالله!!! میشناسیدش!! یک شب مزاحمتون شده بود تو اون جمع دوستانتون!!!
علی پورعبدالله

به به
حتما سلام گرم بنده رو خدمتشون برسونید!
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 09:41 ق.ظ
سلام
اقا شما جز گروه انحرافی هستید که هی بهار بهار می کنید؟!!!!
مال دنیا ارزش نداره برادر برگرد به مواضع اسلام!
علی پورعبدالله

استغفرالله..!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 08:25 ب.ظ
سلام
ببخشبد
پس لطفا تو متناتون شعار های حضرات روبه کار نبرید تا ناخواسته به اونا کرده باشید
علی پورعبدالله

چشم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 06:56 ب.ظ
سلام
بروزم
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 05:16 ب.ظ
ما را برای رهگذری آفریده اند ،
باید ادامه داد به راهی که مانده است ...
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 03:15 ب.ظ
چقدراین جمع ها حال آدموخوب میکنه...
من10روزتجربش کردم...
خودزندگی بود...
یاعلی...
علی پورعبدالله

همین!
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 01:57 ب.ظ
سلام . . .یکی دو روز نبودیم ببین چ خبره؟پست های جدید و البته مثل همیشه زیبا . . .موفق باشید.
علی پورعبدالله

سلام
همینه دیگه !باید هر روز با ما بیاید جلو تا از قافله جا نمونید!
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 01:00 ق.ظ
...
حالا كی "جمع بندی" كنه...؟!
علی پورعبدالله

خب معلومه دیگه!!!من
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 11:55 ب.ظ
آدم میترسه تعریف کنه به خدا....
مثله همیشه قشنگ بود
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 09:40 ب.ظ
درود دوست من !
خیلی عالی بود !
هر آنچه که دلت به قلمت و قلمت به
کاغذت و کاغذت به چشمم و چشمم به دلم انتقال تصویر داد لمس کردم!
به راحتی احساسی از جنس وجود!
خیلی زیبا بود رفیق ...

من هم چنین جمعی رو تجربه کردم و با جمله آخرت شدیدا موافقم ..!

یاعلی
علی پورعبدالله

بله من و شما خوب درک میکنیم!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


اینجا مجنون...قلم به دستم!

مدیر وبلاگ : علی پورعبدالله
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
کلیه حقوق این وبلاگ برای تک سفر محفوظ است